خانه  |  فروشگاه  |  مجلات  | کتاب  |  اخبار  |  گزارش ها  |  گفتگوها  |  مقالات

پدیدآورندگان  | محصولات  |  کتاب ریگان  |  جستجو  |  ارسال کارت الکترونیکی

ویژه نامه | حوزه هنری  |  آلبوم عکس  |  آیینه نشر  |  تالار افتخارات  |  درباره ما  |  ارتباط با ما

خانه » گزارش ها » گزارش

کاربر: مهمان (خالی)

 

اظهار نظر نوام چامسکی در سالگرد سقوط ایرباس ایرانی در مورد مقاله حبیب احمدزاده

12 تير 1389

در پی انتشار یادداشت حبیب احمداده ، در رابطه با دستگیری عبدالمالک ریگی و ارسال آن به صلح طلبان جهان ، که در آن برخورد دوگانه رسانه های دولتی آمریکا و غرب با ترور را مورد انتقاد قرار داده بود ، نوام چامسکی ، در سالروز فاجعه سقوط ایرباس ایرانی به نامه حبیب احمدزاده پاسخ داده و استنادات او در این مقاله را مورد تائید قرار داده است.

در این نامه حبیب احمد زاده فرو نشاندن بدون خشونت هواپیمای ریگی را که از طرف رسانه های دولتی آمریکا مانند «صدای آمریکا » محکوم شده بود را با نوع برخورد آنها در مورد انهدام ایرباس ایرانی توسط ناو آمریکایی وینسنس و دادن مدال به کاپیتان ویل راجرز مقایسه کرده بود.

در این نامه نوام چامسکی ؛ اندیشمند و نظریه پرداز مشهور آمریکایی با تیتر « حقایقی زشت اما تردید ناپذیر » چنین نوشته است : تعریف آمریکایی ها از ترور ، تعریف دولتی و رسمی و نظامی آنهاست.
وی نوشته است : من این تعریف نادرست آنها از ترور را از سال 1981 ، درست از زمانی که رئیس جمهور ریگان در مورد « جنگ با ترور » سخن گفت را ارائه کرده ام.ریگان از زمان شروع ریاست جمهوری ، سیاست رسمی خود در مورد « جنگ با ترور » را اعلام کرد.

چامسکی در نامه خود به احمدزاده با بیان اینکه « نوشته هایش در این باره همواره نادیده گرفته شده و یا با ترس از طرف سایت های رسمی دولت آمریکا رد شده است » گفته است : خوشبختانه خیلی از نوشته ها و گفتارهای من در مخالفت با این موضوع موجود است.

این نظریه پرداز آمریکایی آمریکا را رسما رهبر دولت تروریست ها دانسته و گفته است : دولت آمریکا حمایت کننده اصلی تروریست هاست و به همین دلیل آنها در واقع نمی توانند از سیاست های رسمی اعلام شده خود در مبارزه با ترور استفاده کنند.

نوام چامسکی در پاسخ به نامه حبیب احمدزاده ، درباره رفتار دوگانه رسانه های دولتی آمریکا در برخورد با دو موضوع سقوط ایرباس ایرانی توسط ناو آمریکایی و دستگیری بدون خشونت عبدالمالک ریگی توسط ایران گفته است : ما نیز مانده ایم با این شرایط دوگانه ای که شما در مقاله خود توضیح دادید.

وی در پایان نوشته است : آمریکایی ها وقتی به هر موضوعی ترور می گویند که از طرف ایران و دیگر کشورها باشد ولی هر فعالیت دولت آمریکا را در هر شکلی که باشد ، کمک انسان دوستانه و صدور دموکراسی تعریف می کنند.

گفتنی است ، حبیب احمدزاده ؛ نویسنده ایرانی ، که بسیاری او را با داستان ها و فیلمنامه ها و نیز نامه معروفش به ویل راجرز ؛ فرمانده ناو آمریکایی وینسنس می شناسند ، چند ماه پیش ، در پی دستگیری بدون خشونت عبدالمالک ریگی و انتقاد رسانه های دولتی آمریکایی از این دستگیری ، خطاب به صلح طلبان جهان نامه ای نوشته بود و در این نامه ، این دستگیری بدون خشونت را با انهدام هواپیمای مسافربری ایران توسط ناو آمریکایی ، به بهانه مبارزه با تروریسم مقایسه کرده بود.

متن نامه احمدزاده به این شرح است :

مي گويند زماني که در دهه50 ميلادي قرار بود دادگاه لاهه براي رسيدگي به دعاوي انگليس درماجراي ملي شدن صنعت نفت ايران بر عليه دولت نخست وزير وقت ايران مرحوم مصدق تشکيل جلسه دهد ، دکتر مصدق با هيات همراه زودتر از موقع از هتل به محل رفت . در حالي که پيشاپيش جاي نشستن همه ي هياتهاي شرکت کننده تعيين شده بود ، دکتر مصدق رفت و به جاي محل صندلي نمايندگي هيات ايران روي صندلي مخصوص نماينده انگلستان نشست .

قبل از شروع جلسه ، يکي دو بار به دکتر مصدق گفتند که اينجا براي نماينده هيات انگليسي در نظر گرفته شده و جاي شما آن جاست ، اما پيرمرد توجهي نكرد و روي همان صندلي نشست ..

جلسه داشت شروع مي شد و نماينده هيات انگليس روبروي دکتر مصدق منتظر ايستاده بود تا بلکه بلند شود و روي صندلي خويش بنشيند ، اما پيرمرداصلاً نگاهش هم نمي کرد .

جلسه شروع شد و قاضي رسيدگي کننده به مصدق رو کرد و گفت که شما جاي نماينده انگلستان نشسته ايد ، جاي شما آن جاست .

کم کم ماجرا داشت پيچيده مي شد و بيخ پيدا ميكرد که مصدق بالاخره به صدا در آمد و گفت :

شما فكر مي کنيد نمي دانيم صندلي ما کجاست و صندلي نماينده هيات انگليس کدام است ؟ نه جناب رييس ، خوب مي دانيم جايمان کدام است

سال هاي سال است دولت انگلستان در سرزمين ما خيمه زده و کم کم يادشان رفته که جايشان اين جا نيست و ايران سرزمين آبا و اجدادي ماست نه سرزمين آنان..

اما علت اينكه چند دقيقه اي روي صندلي دوستان نشستم به خاطر اين بود تا دوستان بدانند برجاي ديگران نشستن يعني چه ؟

سكوتي عميق فضاي دادگاه را احاطه كرده بود و دكتر مصدق بعد از پايان سخنانش كمي سكوت كرد و آرام بلند شد و به روي صندلي خويش قرار گرفت.

دستگيري عبدالمالك ريگي بي شباهت به اين ماجرا نيست. او بن لادن ما ايرانيان بود. همانطور كه القاعده تنها براي ايجاد رعب و وحشت از هر روشي جنايتكارانه استفاده مينمود تابه بهانه آزادي از زير يوغ ديگران سرها ببرد و خانواده ها را سوگوار كند.

ولي براستي چرا دولتهاي غربي اينگونه مواضع دو گانه در برابر مسائل دارند؟بن لادن در اوايل كار خود در دهه هشتاد ميلادي هم چون غول چراغ جادو از بطري سيا بيرون آمد تا به نفع سياستهاي آمريكا در افغانستان گلوي ارتش سرخ شوروي را بدرد. ولي بعدها اين غول هرگز به داخل بطري افسانه اي باز نگشت. هميشه همينطور است در دسته دزدان اختلاف مي افتد و يك روز دزد كوچكتر مي خواهد دزد بزرگتر را كنار بزند و خود صاحب تمام منافع گردد.

ولي داستان عبد المالك جالب تر است. او پس از تروريست شدن دل به دشمنان مردم خاورميانه و ايران و حتي هم قومان خود يعني بلوچ هاسپرد. جالب آن كه بر خلاف بن لادن كه هرگز كسي او را در حال سر بريدن يا كشتن كسي نديده ريگي با كمال افتخار در مقابل دوربين ها اين كار را كرده و بدون شطرنجي كردن صورت براي پخش به شبكه هاي مختلف جهاني ميفرستاد. در زماني كه دولت آمريكا به پخش مصاحبه هاي بن لادن و ظواهري از شبكه هاي الجزيره و العربيه اعتراض مي كرد.گويندگان صداي آمريكا كاري را كردند كه حتي گردانندگان مرعوب عربي نيز با تمام ترسشان جرات انجام چنين كاري و خوش خدمتي به بن لادن را نداشتند. اين كار چه بود؟ مصاحبه مستقيم با عبد المالك ريگي و خوش بش با او در مقابل چشم خانواده هاي داغداري كه روز قبل ماجراي سر بريده شدن فرزندان بيگناه رهگذر از جاده ها را ديده بودند.

جالب آن كه پس از ماجراي نشاندن هواپيماي حامل اين تروريست و دستگيري بدون كوچكترين خشونت وي در خاك ايران، كارشناسان صداي آمريكا اذعان ميكردند كه بايد سازمان ايكائو ايران را به دليل اين عمل محكوم و فضاي ايران را براي تردد هواپيماها نا امن اعلام كند.
حال اگر قرار براين باشد كه به خاطراجراي بدون خشونت ترين دستگيري فردي جاني كه حداقل چهارصد خانواده بيگناه را در عملياتي كه خود مستقيما در آن شركت داشته عزادار كرده درجهان كسي محكوم شود. پس دولت صاحب اين رسانه( صداي آمريكا) كه به بهانه دستگيري بن لادن صد ها هزار نفر از مردم بيگناه افغانستان و عراق و نيز جوانان سرباز ساده دل آمريكايي را به كشتن داده و دو كشور را به اشغال درآورده و زير ساخت هاي اساسي كه با پول همين ملتهاي بدبخت ساخته شده را نابود يا به تسخير خود درآورده را به چه مجازاتي رساند؟ اگر به خاطر نشاندن يك هواپيماي مسافربري و بالا رفتن احتمالي آدرنالين خون مسافران اين پرواز محكوميت جهاني لازم است. پس بايد با دولتي كه 290 مسافر بيگناه ايراني را در هنگامه جنگ ايران و عراق و در آسمان و آبهاي هزاران مايل دورتر از خاك كشورش و تنها به پشتيباني از فردي به نام صدام كه بعدها خود نيز مستمرا تجاوزگر بودن او در حمله به ايران را اعتراف كرده،در آسمان تكه تكه ميكند به چه روشي رفتار نمود؟ آيا مدالهايي كه به كاركنان اين ناو با عنوان ( ابراز شجاعت در عمليات رزمي ) داده شده و نيز معذرت خواهي كه براي كشتار اين بي گناهان در آسمان هرگز انجام نشد مغايرتي با اين حرفها ندارد؟.

نكته جالب ديگر در پيشينه اخلاقي اين دومرد است بن لادن در جواني فردي غير پايبند به تمامي اصول ديني اسلام بوده كه ناگهان مدعي رهبريت جهان اسلام را مينمايد. ريگي نيز دقيقا به انواع مشابهي از مشكلات اخلاقي دچار بوده و ناگهان خواب نماي رهبريت و رسالت آزادي مسلمانان بلوچ و سني ميشود. توبه كاراني كه هرگز متوجه دستورات اخلاقي و واقعي دين اسلام در رعايت رحمت وعدم ظلم به ديگران نيستند. ديني كه پيامبرش پس از فتح اصلي ترين شهر مقدس مسلمانان از دست كفاري كه هم كيشان و تعدادي از خانواده اش را كشتار كرده بودند نه تنها دستور انتقام گيري نداد بلكه خانه دشمن ترين دشمنانش( ابوسفيان) را پس از خانه مقدس مسلمانان يعني كعبه محلي كاملا امن و مبرا از هرگونه تعرض قرار داد تا همه بدانند كه رويه او در مبارزه چگونه است و بدينگونه رفتار كنند.ولي در ميان اين خواب نمايان توبه كار براي نجات جهان فرد سومي نيز وجود دارد كه به منطقه خاورميانه و پيروان دين اسلام تعلق ندارد. او نيز در جواني يك الكلي و دائم الخمر بشمار ميامده كه ناگهان رسالت نجات جهان غرب و مسحييت را و عملا نابودي مسالمت در جهان را به دوش ميگيرد آن فرد كسي نيست جز ضلع سوم اين كشتار جهانى يعني رييس جمهور سابق آمريكا جرج دبليو بوش. بگذريم

دير زماني است كه اكثريت مردم خاورميانه اين تناقض بين سخن و عمل را بخوبي ميشناسند.تروريست خوب و تروريست بد. اين تفكر دهها ساله دولتهاي غربي براي ما مردم خاورميانه بوده است. در قديم بن لادن تروريست خوبي بودچون بايد بر ضد دولت شوروي سابق ، پشتيباني ميشد. چرا كه افغانستان در تسخير روسها بود و بايد بدين بهانه به اين ملت كمك كرد ولي يك سوال ! آيا بن لادن عرب تبار عربستاني يك افغان بود تا براي باز پس گيري كشورش سيل كمكهاي تسليحاتي و مالي را به گروه او روانه كرد. يا؟

ولي بعدها بن لادن تروريست بدي شد چون بر عليه منافع ارباب سابقش آمريكا تركتازي كرد و مدعي همه چيز خواهي شد. مگر آنان نبودند كه شوروي سابق را تار و مار كرده واز افغانستان بيرون رانده بودند پس چرا نتوانند صاحب بقيه جهان شوند؟ مگر صدام ديكتاتور خوبي نبود كه با پشتيباني همه جانبه غرب آنقدر تسليحات و توپ و تانك براي نابودي تك دولت واقعا مستقل خاورميانه يعني ايران دريافت كرد كه پس از قبول ناگهاني آتش بس از سوي ايرانيان در جنگ بين دو كشور به فكر بيفتد تا با اين سلاحها كويت و حتي اگر بخت اجازه دهد عربستان را نيز تصرف كند.ولي بعدا صدام يك ديكتاتور بد محسوب شد چون به منافع پشتيبانانش د ر منطقه حمله ور شد . پس دولتهاي غربي كه خود او را مجهز كرده بودند در طي دوجنگ و به بهانه داشتن يا پيدا كردن سلاحهايي كه خود قبلا به او داده بودند ، كشور تاريخي عراق را تصرف كردند.ديكتاتور خوب ، تروريست خوب.. ذهن دولتمردان غربي لبريز از عشق به چنين افرادي است حتي اگر معشوق هميشه جفاكار از آب درآيد ولي چه ميتوان كرد كه به قول ما مردمان خاورميانه عاشق هميشه كور است و عيبهاي عياني را كه همه ميبينند او نميبيند.

شايد با آمدن اوباما ما در خاورميانه گمان برده بوديم كه زمانه در حال عوض شدن است و تروريست خوب ديگر وجود ندارد ولي مسافرتهاي آزادنه عبدالمالك ريگي در سطح منطقه و و نيز آخرين سفر مشكوكش به پايگاه آمريكا در كشور قرقيزستان براي همگان اين شك را باقي نميگذارد كه هيچ چيز در مخيله دولتمردان غرب عوض نشده است.

بنابر اين من به خوانندگان فهيم غربي توصيه ميكنم كه لحظه اي به اين پند ايراني كه توسط يك نخست وزير كه تنها به جرم ملي كردن نفت كشورش از دست چپاولگران بين المللي در يك كودتاي آمريكايي _ انگليسي سرنگون شد توجه كنند و لحظه اي بر صندلي ما مردم خاورميانه بنشينند. آيا در اين جايگاه ديگر به كدامين قول دوستي و صداقت دولتهايتان ميتوانيد اعتماد كنيد؟.

واقعا سخن درستي پس از گرفتن بدون خشونت عبدالمالك ريگي در كوچه و بازارهاي ايران ومنطقه در جريان است كه، راه گرفتن تروريست ها اين است و نه تسخير و نابودي بي نتيجه دو كشور . كه جمله اي ديگر را نيز براحتي ميتوان بدان اضافه كرد و نه حتي اعتماد به دولتهاى غربي پروراننده اين تروريستها در قبل و يا اكنون.

شما نيز توصيه ما را جدى گرفته و هم چون ما در خاورميانه هرگز براي امنيت فرزندانتان در غرب ، به اين دولتمردان رياكار اعتماد نكنيد.

» نسخه قابل چاپ     » ارسال خبر برای دوستان

New Page 1

 

Soreie Mehr - Header

تمامی حقوق اين پايگاه متعلق به شرکت سوره مهر می باشد. استفاده از مطالب اين پايگاه با ذکر منبع، مجاز است.

تعداد بازديد از صفحات: 17802103